دیجیتال مارکتینگ چیست؟

دیجیتال مارکتینگ

دیجیتال مارکتینگ چیست؟

همانطور که از نام دیجیتال مارکتینگ پیداست٬ بازاریابی به شیوه دیجیتال است.
بازاریابی به شیوه سنتی:
– تنوع بیشتر ایجاد کردن برای مشتری تا حق انتخاب بیشتری داشته باشه
– برند سازی میکنند تا حق انتخاب بیشتری به مشتری بدهند
– شرایط پرداخت متفاوت ایجاد میکنند تا حق انتخاب بیشتری به مشتری بدهند
– شعب بیشتر ایجاد میکنند تا حق انتخاب بیشتری به مشتری بدهند و …

حال برای توجیه کردن افراد سنتی برای اینکه بازاریابی دیجتالی داشته باشند٬ باید به این سوالشان پاسخ داد که “چرا باید از دیجیتال مارکتینگ استفاده کنیم؟”
“چرا هزینه یک بیلبورد ۷۰ میلیون است و هزینه یک بنر توی سایت هم ۷۰ میلیون؟” و …
در حدود ۱۲۰۰۰ سایت با نماد الکترونیک توی ایران هست ولی چرا فقط شمار اندکی از آنها موفق هستند؟

در بازاریابی به شیوه دیجیتال٬ دنبال نتایج مطلوب با استفاده از منابع محدود هستیم.

این حوزه بسیار وسیع بوده و هر کس به طریقی در آن مشغول و بهره مند است.

اگه بخواهیم یک شرکتی که بر اساس دیجیتال مارکتینگ مشغول به کار است رو معرفی کنیم باید بگیم که این شرکت میبایست از بخش های مختلف تخصصی کاری در حوزه های محتوا نویسی٬ سئو کار و … تشکیل شده باشد٬ به گفته کارشناسان این حوزه٬ بهتر است در یک حوزه اطلاعات عمیق داشت و متخصص شد تا فردی با اطلاعات کم عمق وسیع.

وقتی صحبت از دیجیتال مارکتینگ میکنیم٬ منظور فقط سایت نیست٬ ابزارهای جدید دیجیتال مارکتینگ از موبایل گرفته (موبایل مارکتینگ) تا ساعت دیجیتالی (watch app) و … هستند.

برخی از سایتهای موفق در حوزه دیجیتال مارکتینگ
ویدیو محور٬ آپارات (content sharing)٬ تی وی پلاس (content making) در ایران٬ یوتیوب در آمریکا
سایت عکس محور پینترست
سایت متخصصان کار٬ لینکدین
سایتهای تخفیف گروهی مانند نت برگ در ایران٬ گروپان در آلمان
سایت آموزشی کورسرا
سایت خرید آنلاین دیجی کالا و بامیلو در ایران٬ آمازون در آمریکا
اپلیکیشن خرید اجناس دست دوم مانند دیوار در ایران٬ eBay در آمریکا و خیلی سایتهای دیگر

دیجیتال مارکتینگ در ایران٬ بحثی است که برخلاف دیگر کشورها که با زیرساخت و فرهنگ خاص خودش نهادینه شده است٬ به یکباره اظهار وجود کرد. در واقع مانند مثلی فارسی که گفته میشه غوره نشده مویز شده است.

این رویداد به یکباره تحمیل شده٬ قطعاْ با خود تبعاتی دارد٬ از جمله در حوزه کسب و کار تطبیق سازمان و افرادش و همینطور کاربران از سوی دیگر٬ کاری سخت و دشوار اما اجتناب ناپذیر است.

نهادینه کردن فرهنگ دیجیتال در بین کاربرانی که هنوز فرهنگ لازم را در تعامل با این پدیده پیدا نکرده اند٬ هزینه و وقت زیادی را میطلبد.

تغییر بازاریابی سنتی به دیجیتال:
با توجه به سیر تحولات ناگهانی تغییر شیوه بازاریابی و همچنین تغییر ذائقه نسل جدید٬ معرفی کردن و بکار بردن این دیجیتال مارکتینگ برای کسانی که دید سنتی دارند کمی دشوار است.
معمولاْ دید افراد سنتی به تبلیغات٬ محدود به بیلبورد٬ تبلیغات تلویزیون٬ مجله و … است.
صاحبان این کسب و کار های سنتی٬ احتمالاْ در سازمان خود دارای سایت شرکتی ای هم باشند اما اطلاعات آنها در حد شاید اسم سایت است و عملاْ عملکرد و کارایی اون رو هم نمیدونن.
در حالیکه در دنیای دیجیتال٬ داشتن سایت برای صاحب کسب و کار یک دارایی به شمار میرود اگر بداند که چطور از آن استفاده لازم را ببرد.
در بخشهای بعدی در این مورد بیشتر توضیح خواهیم داد.

بازاریابی در هزاره جدید:
در اینجا لازمه کتابی با نام  “کتاب تمایز یا نابودی اثر جک تراوت” را جهت آشنایی بیشتر معرفی کنیم.
در یک جایی از کتاب در مورد تبلیغ چنین گفته شده:
۱- تبلیغ باید حاوی یک پیشنهاد برای مصرف کننده باشد٬ نه فقط کلمات٬ نه تعریف زیاد به شکل ویترینی و نمایشی٬ بلکه تبلیغ باید به مخاطب خود بگوید “این محصول را بخر و از این فایده بهره مند شو.”

۲- پیشنهاد باید در مورد چیزی باشد که رقبا آن را عرضه نکرده و یا نمیتوانند عرضه کنند٬ بعبارتی باید منحصر به فرد باشد.

۳- پیشنهاد باید به قدری قوی باشد که مشتریان جدیدی را جذب محصول کند.

در جای دیگه کتاب نکته جالب و قابل تاملی در مورد کیفیت کالا گفته میشود٬ سخن این است: “این روزها کیفیت یک ام مفروض و مسلم است و موجب تمایز نمیشود. شناختن و دوست داشتن مشتریان یک فرض است و مزیت رقابتی ایجاد نمیکند.”

بعبارتی کیفیت خوب یک وظیفه است و نه یک تمایز.

پارادایم جدید بازاریابی:

  • بازاریابی در هزاره نوین
  • لزوم بکارگیری بازاریابی دیجیتالی در کسب و کار
  • مقایسه بازاریابی دیجیتالی و سنتی
  • تغییرات و تحولات در رفتار مصرف کنندگان
  • بکارگیری بازاریابی دیجیتالی در کسب و کار
  • شناسایی مزایای بازاریابی دیجیتالی برای کسب و کار

بازاریابی هزاره جدید
پیش بینی های اشتباه از آینده:
در زیر سخنان جالبی از بزرگان دیجیتال در مورد آینده کامپیوتر و اینترنت است که امروزه مزاح بزرگی به نظر میرسد.

۱- توماس جی واتسون٬ مدیر کل IBM در سال ۱۹۴۳
از نظر من کل نیاز دنیا به کامپیوتر ممکن است ۵ دستگاه باشد.

۲- کن اولسون، بنیانگذار دیجیتال ایکوپمینت کورپ، 1977
دلیلي وجود ندارد که افراد در خانه هایشان به کامپیوتر نیازي داشته باشند.

۳- ناتان میرفولد، مدیر کل تکنولوژي اسبق مایکروسافت، 1997
اپل یک برند مرده است.

۴- ناتان میرفولد، مدیر کل تکنولوژي اسبق مایکروسافت، 1997
وقتي ظرفیت حافظه کامیپوترهاي داس را به 640 کیلوبایت برسانیم، فکر نمي کنم کسی در آینده به چنین ظرفیت حافظه ای نیاز داشته باشد.

حقایق شگفت انگیزی از دنیای دیجیتال:
شما در ۱ ثانیه چیکار میکنید؟
در ۱۰ ثانیه چطور؟
و اما در ۱ دقیقه چطور؟

جالبه که بدونید در همون ۱ ثانیه ای که فقط شاید بشه پلک زد٬ ببینید در سایتهای بزرگ زیر چه اتفاق هایی میفتد…

مثلا در ۲ ثانیه ۲ ساعت فیلم در یوتیوب آپلود میشه
یوتیوب اعلام کرده که واسه دیدن تمامی فیلم های یوتیوب٬ ۲ سال نوری زمان لازم است.

یا در ۱۱ ثانیه ۵۷۰۰ تا توییت انجام میشه در سایت توییتر و …

تابحال به این فکر کردید که با رفتن به یک سایت و شرکت در بلیط بخت آزمایی سایتی٬ پول در بیارید؟
بد نیست مقاله بیت کوین را مطالعه نمایید.

تحول دنیای بازاریابی:

پارادایم تولید انبوه
یه زمانی تولید به شکل یک مدل برای همه بود و سفارشی سازی هر مدل فقط برای افراد خاص جامعه بود.
در تولید انبوه ۴ فاکتور مهم بود:
۱- Product: چه محصولی رو میفروشیم.
۲- Price: با چه قیمتی میفروشیم.
۳- Place: کجا میفروشیمش٬ فروشگاه؟ اینترنت؟ …
۴- Promotion: با چه شرایطی میفروشیمش.
مثلاْ تبلیغ میکنیم و با قیمت بالا میفروشیم؟ یا میبریمش دم خونه ها و به صورت شخصی میفروشیم؟ Personal Selling
۵- چه تیم فروشی برای اینکار ترتیب میدیم.
مثلا برای سازمانی٬ تیم فروش جدا میسازیم و برای بقیه جدا؟
۶- با چه فرایندی محصول رو میفروشیم؟
۷- چطور نشون بدیم که ما خوب هستیم؟
مثلاْ اگه شامپو فروشیم٬ آیا موهای خوبی داریم؟ اگه خودرو از شرکت ایران خودرو میفروشیم  ماشین زیر پامون از یک شرکت دیگه است؟

تحول دنیای بازاریابی
پارادایم تطبیق انبوه
در این شیوه٬ تغییرات به شکل سفارشی کردن کالا بر اساس فرهنگ و جغرافیا و …انجام شد.
مثلا ماشینی که برای عربستان ساخته میشد به کولر بهتری نسبت به بخاری داشت. در حالیکه این ماشین برای منطقه سردسیر برعکس بود. در این شیوه سوالات بالا به این شکل تغییر کرد:

۱- محصولی که به درد عربستان بخورد چه جور باشد؟
۲- بجای اینکه بگیم چند٬ بگیم چقدر برات تموم میشه؟
بجای رقابت بر روی قیمتَ بر روی هزینه بدست آوری٬ هزینه تمام شده مشتری رقابت بشه٬ مثل تحویل رایگان٬ خدمات پس از فروش٬ مشاوره رایگان٬ نصب رایگان و …
۳- بجای اینکه بگیم از کجا بخر٬ بهتره بگیم کجا راحت تری که تحویل بگیری
۴- بجای اینکه تبلیغات کنیم٬ با مشتری ارتباط برقرار کنیم٬ مهندسی فروش
۵- بجای اینکه بگیم افراد و تیم فروش٬ بگیم شرکت. مثلا بگیم از سونی خرید کردیم و نه از شخص فلانی
۶- بجای فرایند امضا توسط مدیر عامل و … بحث CRM و مدیریت مشتری راه اندازی بشه.
۷- بجای اینکه بگیم شرکت ما خوبه٬ نماینده اون محصول بشیم٬ از ادبیات اون برند صحبت کنیم٬ لباس فرم٬ بردن اون محصول توی خونه ها…

پارادایم شخصی سازی انبوه
همانطور که قبلا گفتیم سفارشی سازی برای اشخاص خاص وجود داشته ولی به شکل انبوه نبوده است.
حال در این شیوه٬ هر محصول برای هر شخصی سفارشی ایجاد میشود٬ مثلا بعضی برندهای خودرو سازی تا ۶۴۰۰۰ آپشن برای سفارشی کردن خودرو وجود دارد. مثلا کنار خودرو اینطوری باشه٬ پنجره اش یه مدل دیگه و …

یعنی از 4P میرسیم به 4E که در زیر توضیح داده میشه.

این روش ۴ مزیت دارد:
۱- Experience: نهایتا مشتری با خرید این محصول یا خدمات به تجربه میرسه
۲- Exchange: مشتری یا پولی رو هزینه میکنه یا اکشنی رو انجام میده تا در مقابل به چیزی بدست میاره.
۳- Everyplace: محدودیت زمانی و مکانی ندارد
۴- Evangelism: شیفته شدن آدمها٬ یعنی محصولی یا خدمتی به مشتری تحویل بدیم که مشتری شیفته اون بشه و باهاش درگیر باشه٬ مثل دارندگان محصولات اپل

حال در بازاریابی به شیوه جدید باید تغییرات اساسی در بازاریابی قدیم بوجود آوریم

۱- باید از ارتباط به دارایی های ارزشمند برسیم.
بازاریابی دانش و محتوا بجای بازاریابی محصول
در نمایشگاه ها هدف از ارتباط با افراد و شرکتها٬ آشنایی است و اهداف پس از آن
اما امروزه کار دیگه ای صورت میگیره٬ این بار ما ایمیل ها و کانتکت های افراد رو جمع میکنیم و در دیتابیسی جمع آوری میکنیم. امروزه این دیتابیس ها یک دارایی بسیار ارزشمند محسوب میشوند.

۲- قصد داریم از ایجاد کمپین تبلیغاتی به خلق پلتفورم برسیم.
زیرساخت های تعاملی بجای رسانه های تبلیغاتی
پلتفورم مانند فیسبوک٬ با ایجاد کمپینی در حمایت از چیزی با کاربران ارتباطی صورت میگیره  و در این بین ممکنه ایده هایی از کاربران دیده بشه که باعث خلق اتفاق٬ اپ و یا … شود.
در حالیکه در مدل سنتی٬ به این کار نداشتیم که با مشتریان در تماس بوده و تعامل داشته باشیم٬ در این حالت فقط به فکر تبلیغ در فلان روزنامه و بیلبورد و غیره بودیم.

۳- باید از آگاهی به عملکرد برسیم
اشاعه اطلاعات بجای ارائه اطلاعات
در این مدل٬ به دنبال یک اثر و اکشنی از سوی مشتری هستیم٬ مثلا آیا برایمان کامنتی گذاشت؟ آیا روی چیزی کلیک کرد؟ آیا مطلبی را به اشتراک گذاشت؟ و …

سایت آمازون با تحقیقاتی که روی کاربرانش انجام داد متوجه شد که اگه یک محصولی رو به انواع مختلف به کاربرش نشون بده نهایتا کاربر را تشویق به خرید محصول میکند. در واقع روی UX سایتش کار میکنه.
UX: یعنی User Experience تجربه کارب

روشهای درآمدزایی مختلف است٬ مثلا
income per session: درامدی که از بازدید سایت عاید شرکت میشه.
مثلا شخص توی سایت اومده و به قسمتهای مختلف سایت رفته و بعبارتی با سایت درگیر شده و باهاش تعامل برقرار کرده و حالا باید دید شرکت از بازدید این کاربر از سایت چه درامدزایی داشته است.
income per action: درامدی که از فعالیتی که در سایت کرده عاید شرکت میشه٬ مثلا توی سایت اومده٬ محصولی رو دیده و اونو به سبد خریدش اضافه کرده یا اونو به دوستانش پیشنهاد کرده

هر شرکتی مدل درامدزاییش متفاوته٬ برای مثال گوگل به روش per click پول میگیره و به روش per session درامد زایی میکنه.

۴- از محصول به تجربه برسیم.
مزیت متفاوتی بجای مزیت رقابتی
در مورد این مورد بالاتر توضیح دادیم.

۵- از انتخاب تا شیفتگی
تطبیق بجای ترجیح
این به این معنیه که مشتری ها محصولی رو به دلیل شیفتگی شان به هر چیزی ترجیح میدهند٬ بعنوان مثال اپل توی ایران نمایندگی نداره اما آمار استفاده کنندگان از محصولات اپل خیلی بالاست و این به دلیل شیفتگی است که اپل برای کاربرانش ایجاد کرده است.

لزوم به کارگیری بازاریابی دیجیتالی در کسب و کار
یک زمانی مشتریان ما به شیوه سنتی٬ توی روزنامه ها و تلویزیون با محصولی آشنا میشدند و در موردش تصمیم میگرفتند اما امروزه مدل بازاریابی به کلی فرق کرده است. شیوه٬ ابزارها و رفتار مشتریان و … متفاوت شده است.

اهداف اصلی هر کسب و کار
۱- پایدار باشه (هزینه نگهداری دفتر و کارمندان خیلی بالاست.)
۲- سودآور باشه (مشتریان سخت پول میدهند٬ اگه کار سودآور نباشه دیگه توجیه اقتصادی نداره.)
۳- قابل رشد باشه (اگه کار قابل رشد نباشه٬ کسب و کار کوچکی خواهد بود که امکان براندازیش خیلی راحته.)

دوباره یادآوری میکنیم که وقتی صحبت از دیجیتال مارکتینگ میکنیم٬ منظور فقط داشتن یک سایت نیست بلکه هر پلتفورمی٬ از جمله موبایل٬ ساعت و حتی در دهه های آینده٬ انسان سایبری را شامل میشود.
همچنین موفقیت در حوزه دیجیتال به این سادگی نیست٬ یعنی با وجود داشتن یک میلیون ایمیل٬ سایت٬ اپ و … تا وقتیکه افراد شرکت٬ دیجیتالی فکر نکنند٬ رفتار مشتریان track نشود و … دیجیتال مارکتینگ به موفقیت نخواهد رسید.

شاید فکر کنید که ما هنوز در اون نقطه استفاده از ابزارهای دیجیتالی نباشیم٬ برای دانستن این موضوع به تجربه یک کشاورز ایرانی در سم پاشی ۴۰ هکتار زمین با کمک دستگاه دراون توجه کنید. این کشاورز که حتی شاید مفهوم دیجیتال مارکتینگ را هم به درستی نداند اما میداند که استفاده از این دستگاه خیلی به صرفه تر از استخدام کلی نیروی انسانی برای سم پاشی ۴۰ هکتار زمین است.

جالبه بدونید که در هر ۶ ماه٬ محتوای اینترنت دو برابر میشود.

در تفکرات بازاریابی:
– بجای ارائه موضوعی ارزشمند٬ وقت مخاطب را برای توجیه میگیرد.
چون در بازاریابی سنتی٬ همش گفته میشه که ما خوبیم٬ مثلا شامپوی ما خوبه همه مو در میارن٬ این روشها دیگه جوابگو نیستند٬ چون همه به اندازه یک پزشک به اطلاعات دسترسی دارند.
– هزینه زیادی را صرف بازاریابی و تبلیغات میکند.
هزینه بیلبورد٬ آگهی تلویزیونی و … خیلی بالاست.
– اقداماتش پایدار نیست.
– الزاما مدلی تکرار پذیر شکل نمیدهد.
– نتایج بطور موثر قابل پایش و ارزیابی نیست. (نتایج و رفتار مشتریان خیلی قابل اندازه گیری نیست.)
– مخاطب نقش در اشاعه آن ندارد.
– در ضمن پر هزینه هم هست. (هزینه بازاریابان و …)

اما در تفکرات بازاریابی نوین
– باید با ایجاد ارزش برای مشتری٬ او را به برند وفادار کرد.
– برای انتخاب درست به مشتری٬ آموزش های لازم را داد.
– بجای فروشنده بودن٬ باید نقش مشاور خرید را ایفاء کرد.
– باید امکان مشارکت و درگیر کردن مخاطب را فراهم کرد.
– هزینه های بازاریابی باید به حداقل برسد.
– مشتریان میتوانند بهترین بازاریابان شرکت باشند.
– باید در مشتریان حس مالکیت و تعلق به برند را بوجود آورد.

در کل دو جور رویکرد رقابتی داریم:
۱- رضایت گرایی (به دنبال رضایت مشتری هستیم و هزینه برامون مهم نیست.)
۲- هزینه گرایی (برامون مقدار هزینه ای که مصرف میشه در الویت قرار داره)

progressتوضیح نمودار:
اگر شرکتی نوپا باشه و هنوز رقیب کسی به حساب نمیاید به اصطلاح در وضعیت forming قرار داشته باشد٬ در این موقعیت خیلی خوبه که کسب و کار خودش رو به شیوه دیجیتال مارکتینگ جلو ببره٬ چون از همین ابتدا هم بنا رو بر دیجیتال پایه ریزی میکنه.
اگر شرکتی در وضعیت storming باشه٬ در این حالت رقبایی داره ولی باز هم برای ورود به بازار دیجیتال مارکتینگ خوبه و هنوز دیر نیست.

اما اگر شرکتی در وضعیت competing باشه یعنی کاملا در فضای رقابتی قرار داره٬ ورودش به بازار دیجیتال مارکتینگ با ریسکهایی همراهه٬ ممکنه سهم خودشو از بازار از دست بده و …

در وضعیت آخر یعنی leading یا بعبارتی رهبر اندیشه٬ که دیگه خودش رهبری رو بعهده داره مثلا اپل یک رهبر اندیشه است چون با ورود ابزارهای خاص خودش رفتارهای مشتری رو هم عوض میکنه و دنباله رو های خودش رو داره.

بازاریابی ناب: در این بازاریابی اعلام میکنیم که مثلا تا سقفی که تعیین کرده ایم خرید انجام شود٬ هزینه حمل را رایگان محاسبه میکنیم یعنی در ازای حداقل سفارش٬ مانند دیجی کالا

بازاریابی چابک: در این نوع مدل٬ مهم نیست که چه محصولی را بخرید٬ در هرصورت تحویل رایگان است.
بازاریابی چابک و رضایت گرایی همواره یک فرصت است.
در بازاریابی دیجیتال٬ رضایت گرایی مهم است چون درباره یک دارایی حرف میزنیم.

در مدل دیجیتال مارکتینگ٬ ما خودمون به همراه مشتری تا انتها میریم و فروش رو انجام میدیم و بعبارتی مدیر موفقیت مشتری را وارد حیطه کار خود میکنیم و نه مدیر فروش را.
لذا در تغییر مدل کسب و کار یه شرکت به مدل دیجیتال مارکتینگ٬ واحد فروش اولین مانع های مقاوتی برای تغییر هستند٬ آنها این مدل را خطری برای کار خود میدانند و فکر میکنند که قراره که کارشون رو از دست بدند.
و این به علت است که در مدل سنتی٬ ما واحد فروش را تربیت میکنیم که مانند سوپرمنی وارد کار شده و فروش رو انجام بده و ما رو به موفقیت برسونه٬ در حالیکه در رویکرد نوین بازاریابی چیزی به نام مدیر فروش وجود نداره بلکه مدیر موفق فروش جایگزین این قسمت شده است٬ در عوض بحثی به نام CRM وارد داستان میشود٬ به معنای مشتری مداری
برای اینکه در این امر مدیر موفق فروش به نتیجه برسیم٬ صرفا داشتن سایت٬ USSD و … کارساز نیست٬ اینها تنها ابزارهایی هستند٬ تنها زمانی معنی میدهند که درست پیاده سازی شوند.

البته باید یادآوری کنیم که برخی کسب و کارها نمیتونند وارد حوزه دیجیتال مارکتینگ شوند٬ حال یا باید روند رشدشو طی کنه و یا به دلیل ماهیتی که داره نمیتونه وارد این حوزه بشه (مثل خرید و فروش نفت) .
برخی کسب و کارها هم مانند خدمات آموزشی٬ نیاز به بازاریابی انسانی داره.

همچنین بخاطر داشته باشید که مدل دیجیتال مارکتینگ هر شرکت به درد شرکت دیگه نمیخوره.

دو مدل فروشگاه اینترنتی داریم
۱- مدل VMI
در این مدل فروشگاه اینترنتی یا انبار ندارد و یا انبار بزرگی ندارد٬ روش کار به این شکل است که واحد فروش سایت٬ با دارندگان کالاهای موجود صحبت میکنند و فروش اون کالاها رو انجام میدهند در حالیکه انبار این کالاها در اختیار تامین کنندگان کالاست. مانند سایت بامیلو٬ همیشه اقلامی که در این سایت هست٬ موجوده و کالایی برچسب ناموجود نداره٬ بعکس دیجی کالا که همه کالاها توی سایتش هست ولی خیلی هاش ناموجوده
حال علت موفقیت دیجی کالا٬ نوشتن ریویوها و مقایسه های خوبی است که در مورد کالاها انجام میدهد٬ کاربر برای خوندن اطلاعات به سایت دیجی کالا مراجعه میکنه درحالیکه خریدش رو از جای دیگه ای ممکنه انجام بده اما به دلیل حضورش در سایت دیجی کال٬ ترافیک خوبی برای آن ایجاد میکنه که برای دیجی کالا میتونه درامدزا باشه
توی پرانتز اضافه کنیم که٬ برخی از سرویس دهنده های اینترنت٬ سایتهای پربازدید رو میخرند تا ترافیک بالای این سایتها رو داشته باشند.

۲- مدل CFPI
این مدل که مدل سایت آمازون هم هست٬ به این شکل است که واحد فروش با تامین کننده کالا صحبت میکنه و کالاها رو به مناطق و شهرهای مورد نیاز شرکت میفرسته با تقبل هزینه حمل٬ در نتیجه کالایی که به دست مشتری در آن شهر میرسد با هزینه حمل رایگان همراه است.

تغییرات در رفتار مصرف کنندگان
در بازاریابی به شیوه نوین٬ رفتار مصرف کنندگان را باید بررسی کرد.
برای مثال در گذشته خرید کردن به شکل ویندو شاپینگ یک عادت و علاقه مشتری بود که این روزها به دلیل کمبود وقت و گرفتاری ها متعدد تغییر عادت داده است.
مثال بعدی اینکه٬ در اینستاگرام و برنامه های مشابه٬‌ افرادی رو که سال به سال موفق به دیدنشون نمیشدیم به راحتی قابل دست یافتن شده اند.

جالبه بدونید که جمعیت ۸۰ میلیونی ایران٬ در حدود ۱۱۲ میلیون خط فعال دارد.

در اینجا لازمه که در مورد مطلب مهمی در تغییر رفتار مشتریان توضیح بدهیم.
در ده سال آینده٬ مشتریانی به بازار اضافه خواهند شد که از متولدین دهه های ۷۰ به بالای شمسی هستند٬ این نسل٬ نسلی هستند که در دنیای دیجیتال به دنیا آمده اند و ذهنا و رفتاری به نسل پدر و مادر خود متفاوت هستند٬ این نسل به راحتی با دیجتال ارتباط برقرار کرده و سریع متوجه روند کار خواهند شد. باید بخاطر داشت که برای اینچنین نسلی باید برنامه ریزی کرد که مشتریان شما شوند در غیر اینصورت به راحتی همچون کسب و کارهای سنتی٬ بازار را واگذار خواهید کرد.

اشتراک گذاری پست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *